ميرزا محمد حيدر دوغلات

532

تاريخ رشيدى ( فارسي )

استغفر اللّه گويان و عذر تقاصير جويان . « 1 » 652 بيت : جوانى سر از كبر و پندار مست * چو پيران به كنج عبادت نشست به مقتضاى آنكه حضرت نبوى خاتمى - صلّى اللّه عليه و سلّم - به لسان معجز بيان ، نكته تحقيق عيان فرمود كه « النّاس على دين ملوكهم » ، تمام خلايق را داعيه انابت و طريقه عبادت پيش نهاد ضماير شد . در دير را بستند دروازه مسجد را گشادند . دعوات صالحه از زمين بر آسمان رافع ، رحمات رحمانى از آسمان بر زمين هابط شد . حق - سبحانه و تعالى - اجر آن را به ابلغ وجوه به روح مطهر او برساند و درجات او را در عقبى به اعالى مراتب مشرف كناد ، ( 251 ر ) بالنبى و آله الامجاد . « 2 » ذكر آنكه خان از جهت درويشى مىخواست كه ترك سلطنت كند و سبب در تعويق افتادن آن بعد ما كه خان به شرف توبه مشرف شده و در زمره إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ التَّوَّابِينَ 653 داخل گشت ، به مغولستان برآمد ، در قوچقار 654 رشيد سلطان ملحق شد . خود در قوچقار ماند ، رشيد سلطان را با امراى وى و محمد قرغيز فرستاد تا در اقاصى مغولستان گشتند . متفرقات قرغيز را جمع آوردند . خواطر را از مهم قرغيز به تمام فارغ ساختند و خان بهار برگشته به كاشغر آمد و بعد از آن هر سال به مغولستان از جهت استحكام مغولستان و تزيين كار رشيد سلطان به مغولستان به كوچ مىآمد . در بهار دويم ، خان به كوچ برآمد ، اكثر اولوس مغول آنكه استظهارى داشتى البته به ميل و خواست خود اقدام نمىنمود . زمستان ، خان و رشيد سلطان در قوچقار قيشلاق كردند . در اواخر زمستان ، خان ، كوچ را در قوچقار گذاشته خود متوجه ياركند شد . سبب آن بود كه خان بعد از توبه ، كتب طايفهء علّيّه صوفيه را بسيار مطالعه مىفرمود در سخنان ايشان بسيار تأمل مىنمود و از آن بسيار متآثر مىشد . 655 چنا [ نچه ] « 3 »

--> ( 1 ) . نگ : + فصل هفتاد و يكم . ( 2 ) . نگ : - بيت جوانى سر از . . . الامجاد . ( 3 ) . نب : - نچه .